نقص یکی از اعضای خانواده

به خاطر برادرم خواستگارهام رو رد میکنم

سوال:

سلام

برادرم وجه خوبی در جامعه ندارد از اینرو نمیدونم چی باید به خواستگارانم بگویم و دلم نمیخواهد پیش خانواد ه انها بخاطر برادرم  تحقیر شوم چه کنم قبلا یه خواستگارم به مراحل پایانی رسیده بودم ولی اون بدون گفتن دلیل همه چیو بهم زد و رفت الان نمیدونم چه کنم گاهی با خودم میگم شاید بهتره ازدواج نکنم اما واقعا دوست دارم ازدواج کنم ولی  بخاطر برادرم همه خواستگارامو از ترس اینکه چیزی راجب برادرم بفمند رد میکنم من باید چیکار کنم

پاسخ:

سلام

وقتی فردی مرتکب اشتباهات زیادی میشه و حاضر هم نیست دست از کاراش برداره، چاره ای جز اینکه خودت رو از ایشون جدا کنی نیست حتی اگه برادر یا پدر یا مادرت باشه چون اشتباهات و خطاهای اون دیر یا زود دامن شما رو هم میگیره و نه تنها ممکنه مشکلات دنیوی زیادی براتون ایجاد کنه بلکه ممکنه آخرت شما هم به خاطر ایشون خراب بشه. البته این به این معنا نیست که ازش قهر کنی و … بلکه به این معناست که از اشتباهات اون به خاطر تعصب خونوادگی دفاع نکنی و سعی کنی کمکش کنی که اصلاح بشه.

بنابراین شما باید دو تار کار انجام بدی:

یکی در مورد برادرتونه که باید از احساساتش استفاده کنی و سعی کنی درستش کنی. مثلا همین حرف ها رو میتونی بهش بگی که من و بقیه اعضای خانواده به خاطر تو داریم میسوزم و خسارات زیادی رو متحمل میشیم. من نمیتونم ازدواج کنم و بقیه هم به خاطر تو توی جامعه نمیتونن سرشون رو بالا بگیرن و … . تکرار دائم این مسئله میتونه روی ایشون موثر باشه و ممکنه همین مسئله سبب خیر بشه و دست از کاراش برداره.

مورد دیگه در مورد خواستگاراتونه. شما نباید خواستگارها رو به خاطر این مسئله رد کنی چون اینجوری فقط صورت مسئله رو پاک کردی بلکه باید با این مشکل دست و پنجه نرم کنی تا آخرش بتونی برش غالب بشی. لذا شما اجازه بده خواستگاهات بیان و اونا رو در زمینه های مختلف بررسی کن. در مورد برادرت لزومی نداره که همون اول به خواستگارت چیزی بگی چون در این صورت اولا ممکنه در موارد دیگه به تفاهم نرسین و به قول خودتون با گفتن این مسئله فقط آبروی برادرتون بره ثانیا احتمال اینکه غیر منطقی برخورد کنن هست اما اگه بذاری بعد از چند جلسه آشنایی که شما رو به خوبی شناختن و تقریبا از لحاظ های دیگه به توافق رسیدین مسئله رو بگی، ممکنه منطقی تر با این مسئله برخورد کنن و بپذیرن که خلاف های برادر شما ربطی به شما نداره و …

روش گفتن شما هم مهمه یعنی نباید طوری بگی که مشکلات اون رو گردن بگیری و به طرف وانمود کنی که از این مسئله بگذره بلکه باید شما در گفتنت طوری رفتار کنی که اولا کارهای اون از نظر شما هم کاملا نادرسته ثانیا ربطی به شما نداره و تاثیری روی شما نذاشته و نمیذاره ثالثا داری تمام تلاشت رو میکنی که دست از کارهای اشتباهش برداره رابعا غیر مستقیم به طرف بگی که توی این کار روی کمک اون در آینده هم حساب میکنی که کمکت کنه تا بتونی رفتار نادرست برادرت رو اصلاح کنی.

جدای از این مسئله در چنین مواردی که یکی از اعضای خانواده باعث میشه خواستگار نیاد یا فراری بشه، شما باید اون نقصان رو با کارهای دیگه جبران کنی مثلا شما باید اخلاق و رفتار خودت رو تا حدی که برات ممکنه بازنگری کنی و اگه میبینی جایی از کارت میلنگه درستش کنی تا طرف به خاطر اخلاق و رفتار خوب شما از اون کمبود بگذره و اون رو نادیده بگیره. بعلاوه از برخی ملاک های غیر اصلیت باید بگذری یعنی اونایی که اگه باشه خوبه اما اگه نباشه هم میتونی خوشبخت بشی رو فاکتور بگیر مثل موقعیت های شغلی، مالی، تحصیلی و …

پیروز و سربلند

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

20 − نوزده =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

bigtheme