خانه / مشاوره ازدواج / مشکلات و موانع ازدواج / جمع بین ازدواج و ادامۀ تحصیل

جمع بین ازدواج و ادامۀ تحصیل

سلام
دختری ۲۶ ساله هستم. دانشجوی فوق لیسانس در شهری غیر از شهر خودم هستم. مدتی است که پسری به خواستگاریم آمده که از نظر درسی درست دیدگاهش را بیان نمی کند. از طرفی می گوید من افتخار می کنم همسرم تحصیل کرده باشد و …. و از طرفی می گوید ادامه تحصیل با زندگی چندان جور در نمی آیید و خیلی سخت است و خودت باید این سختی را تحمل کنی. البته من هم کمکت می کنم؛ ولی خیلی سخت است و به نظرم دچار مشکل میشوی.
مسئله دیگر اینکه به هیچ عنوان و در هیچ شرایطی اجازه ادامه تحصیل در یک شهر دیگر که مجبور شوم خوابگاه بگیرم را نمی دهد. این در حالی است که رشته من در دوره دکترا تنها در شهر تهران که با شهر من حدود ۴-۵ ساعت فاصله دارد ارائه می شود. طبق تحقیقاتم دوره دکترا نهایتا یک روز کلاس داشته باشد و بقیه اش صرف تز می شود که بستگی دارد در کدام شهر برداری.
این وسط خانواده‌ام می گویند خیلی روی درس کلیک نکن و اگر پسر خوبی است قبول کن. می ترسم این حرف هایش شعار باشد و در عمل جا بزند. یا انقدر مانع تراشی کند که خودم پشیمان شوم. درس خواندن برای من فقط مدرک یا رفتن سر کار و دست در جیب بودن نیست. فکرهای بزرگی در سرم دارم که دلم می خواهد عملی کنم؛ برای کشورم؛ مردمم؛ خودم و خانواده‌ام.
به نظر شما چه کار کنم؟ من صریح گفتم که می خواهم ادامه بدهم و توانایی اداره زندگی همراه با ادامه تحصیل را دارم و این مسئله در خانواده ما عادی است؛ چون خواهرم هم همین طور بوده؛ اما به کمک فکری و آسودگی خاطر و اعتماد خیلی نیاز دارد. ایشان هم قبول کرده؛ اما حرف تا عمل؟
پاسخ سوال:
سلام
در مورد تحصیل باید قبل از ازدواج حتما به تفاهم برسید. اگر ایشان با رفتن شما به یک شهر دیگر برای ادامه تحصیل موافقت نمی کند، همین الان باید این مسئله حل شود و شما نباید به امید اینکه بعدا راضیش می کنی و … با او ازدواج کنی.
اما به طور کلی برای جمع کردن بین تحصیل و ازدواج، باید عرض کنم این کار شدنی است؛ چون خیلی ها انجام دادن و موفق هم بودن؛ ولی به هر حال الان شما باید مسئله را برای خودت حل کنی که کدام یک از این موارد برای شما در اولویت است که اگر موقعی بین اینها تزاحم ایجاد شد، شما بتوانی بدون سردرگمی یکی از آنها را ترجیح بدهی. اگر تحصیل به هر قیمتی برای شما از اولویت بالاتری برخوردار است، به نظر می رسد باید قید ازدواج تا زمان اتمام تحصیل را بزنی؛ چون اگر شما در مواقع تزاحم، بخواهی درس را ترجیح بدهی، مسلما هم خودت ضربه میخوری و هم همسر و خونواده‌ات. اما اگر با اینکه درس برایت مهم است، ولی حاضر نیستی آن را بر زندگیت ترحیج بدهی و اگر بینشان تزاحم شد حتما زندگیت را انتخاب می کنی، در این صورت ازدواج شما مانعی ندارد و می توانی با همسرت به تفاهم برسی. البته تفاهم به معنای کم گذاشتن برای زندگی نیست؛ یعنی نباید طوری باشد که مثلا شما بگوئی من ۱۰ سال نمی توانم بچه دار شم!!! چون این یک انتظار نادرست است و اگر کسی قول هم بدهد، احتمال عمل کردن به آن کم است! لذا باید تفاهم شما به صورتی باشد که عمل کردن به آن از طرف همسر شما مقدور باشد.
نکته آخر اینکه نظر خانواده‌ات درست است و باید بیشتر روی آن فکر کنی؛ چون گیر دادن زیاد روی درس، ممکن است نه تنها آینده شما را نسازد بلکه خراب هم بکند. ما مراجعینی داریم که مثل شما ایده آل هایی در سر داشتند و همه خواستگارها را به خاطر درس رد کردند. حالا که درسشان تمام شده و موقعیت اجتماعی خوبی دارند و به اهدافشان رسیدند، به دلیل بالا رفتن سنشان و از دست دادن موقعیت های ازدواج، نمی توانند ازدواج کنند؛ چون آنهایی که با این دختران همسن یا بزرگتر هستند، یا ازدواج کردند و یا اینکه برای ازدواج سراغ دخترهای کم سن و سال تر می ورند و آنهایی هم که سنشان کمتر است، سراغ اینها نمی آیند و لذا کسی که با شرایط آنها جور در بیاد پیدا نمی شود و به خاطر احساس تنهایی و نداشتن همدم، لذتی از پیشرفتشان نمی برند و خود را به خاطر اشتباهی که مرتکب شدن سرزش می کنند.
پیروز و سربلند باشید

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme