ازدواج مخفیانه

رابطه مرد متاهل با یک زن بیوه

سوال

سلام

مردی هستم ۳۴ ساله. زن و بچه دارم و از زندگیم راضی هستم. درست است تفاهم زیادی بین من و همسرم نیست ولی دوست ندارم از زندگیم غافل شوم. مشکل من وارد شدن زنی بیوه که یک فرزند ۶ ساله دارد در زندگیم هست که افکارم را بگونه‌ای حرفه‌ای تحت کنترل خودش گرفته که نه راه پس دارم نه راه پیش. درد عشقش در من بعداز یک سال و نیم که صحبت از ارتباط خواهر برادری در کارگاهم بوده شروع شده. البته الان حدود ۱ سال هست که بعلت اعتراض خواهر و مادرم از کارگاه رفته. تلفنی با او در ارتباطم و هر زمان که به او می گویم برو به زندگیت برس و انشالله برایت خواستگار مناسب پیدا می شود، شروع به خوردن دارو و افتادن کنج بیمارستانها  می کند و جلوی راهم سبز  می شود. می ترسم؛ نمی دانم چطور مشکلم را حل کنم و بطور کلی قطع ارتباط بکنم. خانم واقعا ابروداری هست و همسرش بعلت گرفتن زن دوم بوده که ایشان از او جدا شده و بعد از جداییش با من ارتباط عاطفی خیلی قوی از نوع اتشی که روزی اگر صدایم را نشنود، میمیرد، برقرار کرده. ایکاش طرفش نمیرفتم.

بعد از حدود ۲سال بدون ارتباط جنسی، فقط بینمان صحبت از دوست داشتن و عاشقی بوده که گاهی به او ازمایشی پیشنهاد نزدیکی دادم و ایشان ردم کردند. من هر سه ماه یکبار طردش کردم که قطع ارتباط کنیم اما بیمار شده و دوباره ارتباطمان تلفنی و گاهی بیرون گشتن شروع شده. این اواخر بعد از دوسال اشتباه بزرگی کردم و ارتباط جنسی کامل هم بوجود اوردیم و چون شرایط ازدواج موقت برایمان هست، میخواهیم عقد موقت انجام بدهیم تا راحت باشیم ولی ته دلم و خواسته‌ام، جدایی و قطع ارتباط بخاطر زندگیم هست اما شرایط روحی و خودکشی کردنش جلویم را از جدایی گرفته. برای ازدواج موقت هم فکر میکنم چون گام دیگه‌ای برای نزدیک شدنش به من میباشد به صلاح نیست.

کمکم کنید چه کار کنم. اگر خانواده‌ام را در ارتباط بگذارم که مزاحم دارم، چون همه ایشان را می شناسند، خودم هم مقصر می شوم! اگر بطور کلی قطع کنم چه عواقبی برایم دارد؟ آیا دوباره قرص میخورد و به همه می گوید؟. اگر عقد موقت بکنم چه مشکلاتی برای زندگیم ایجاد خواهد داشت؟

کمکم کنید بهترین راه را که به زندگی و زن و بچه‌ام و ایشان ضربه نزند انجام بدهم. درمانده ام.

 جواب

سلام

 اگر به تو بگویم از او جدا شو، فکر نمی کنم بتوانی انجامش بدهی و اگر هم انجام بدهی و دوباره خودکشی کند و کسی نجاتش ندهد و بمیرد، یک عمر خود را ملامت خواهی کرد.

بنابراین بهترین گزینه این است که ارتباط را با ازدواج موقت ادامه بدهی. در مورد مشکلات ازدواج موقت هم عرض می کنم اولا: باید مواظب باشی حامله نشود که برای شناسنامه بچه به مشکل نخورد؛ مگر اینکه بتوانی ثبت محضری کنی؛ البته در غیر شناسنامه.

ثانیا: اینکه طوری عمل کنی که همسرت نفهمد که البته فکر می کنم نمی فهمد؛ چون اگر قرار بود بفهمد در این دو سال می فهمید. پس اگر در این زمینه حواست را جمع کنی مشکلی ایجاد نمی شود.

ثالثا: اگر امکان سوء استفاده آن زن هست باید مطمئن شوی این کار را نخواهد کرد. گرچه الان هم می تواند این کار را بکند و با تهدید به ابرو ریزی از تو اخاذی کند ولی به هر حال اگر با این قرائن و شواهد مطمئن هستی که این کار را نخواهد کرد از این ناحیه هم مشکلی نیست.

رابعا : جذابیت آن زن ممکن است باعث شود که ارتباطت با زنت را تحت الشعاع قرار بدهد. لذا برای اینکه با همسرت مشکل پیدا نکنی و محبتت به او کم نشود، سعی کن رابطه ات را با همسرت تقویت کنی ولو به اینکه در موارد اختلافی کوتاه بیایی تا ارتباط عاطفی تو با همسرت تقویت شود و چنین مشکلی پیش نیاید.

این مورد خیلی اهمیت دارد؛ پس اگر بعد از ازدواج موقت، دیدی که رابطه ات با همسرت لطمه خورد باید سریعا به فکر چاره باشی و علتش را با مشورت با دکتر یا مشاور بررسی و رفع کنی؛ چون به قیمت اباد کردن یکجا، نباید جای دیگر را خراب کرد؛ بلکه حتی اگر لازم شد یک مدت با او قطع رابطه کن تا مشکلت با همسرت حل شود و اگر قبول نکرد به او بگو تو خودت بخاطر زن دوم جدا شدی پس نگذار زندگی من به هم بخورد و همسر من بخاطر تو از من جدا شود و با این حرف راضیش کن لا اقل به طور موقت از تو جدا شود و بعد که اوضاع درست شد برگردد.

موفق باشید

۴۳ دیدگاه

  1. یه جای کار میلنگه اول اینکه شوهر طرف زن دوم گرفته این طلاق گرفته و اومده زن دوم یه مرد دیگه شده که با عقل جور در نمیاد 

    راهنمایی شما هم زیاد جالب نیست عشق لیلی و مجنون واس کتابهاست و مطمنا کسی به خاطر یه اقا خودشو نمیکشه قطعا همه میدونیم خودکشی به چه شکله و اگر واقعا کسی بخواد خودشو بکشه راههای تضمینی هست که دکتر و بیمارستان هم نمیتونه کاری کنه پس خوردن دو تا قرص و راهی بیمارستان شدن و نجات پیدا کردن از مرگ فقط راهی هست که به اصلاح نشون بده که من به خاطر تو خودمو مثلا مثلا میکشم و از احساسات و ترحم طرف سوء استفاده میکنه و به نظرم من خود این اقا ته دلش این خانوم رو اینقدر دوست داره که با وجود این که همسر و فرزند داره نمیتونه ترکش کنه وگرنه جدایی دو نفر تو این زمونه کار اسونی نیست و من فکر میکنم این اقا یا خیلی ساده هست که با دو تا خودکشی نمایشی این خانوم گول عشقشو میخوره یا خودش دلش میخواد با این خانوم باشه و داره خودشو توجیح میکنه

    • کارشناس ازدواج و خانواده

      سلام

      شاید اینطور باشه ولی احتمال اینکه فرض شما نادرست باشه هم هست. وقتی کسی از ما کمک می خواد اولین قدم اینه که بتونیم خودمون رو بزاریم جای طرف

    • آفرین کاملا درست گفتی

       

       

    • اتفاقا کاملا با عقل جور در می یاد. تمام رفتارهای اون زن و ادعای عشقش دروغه. فقط به خاطر اتفاقی که براش افتاده می خواد از زندگی کس دیگه ای انتقام بگیره و هدفش به هم خوردن زندگی این مرد و طلاق دادن همسرش هست تا دلش خنک بشه
    • افرین.واقعا اگه یه عزیز خودت جای همسر این اقا بود همین راه حلو پیشنهاد میدادی.اون زن عوضی تر ایناست .اگر میخواست خودکشی واقعی کنه الان مرده بود.بر فرض با این اقا صیغه ای محرم شدن .زنش ک فهمید چه بلایی ممکنه سرش بیاد چه بلایی ممکنه سر اون بچه بیاد چه بلاهایی ممکنهدسر زتدگیشون بیاد.ابروی خود اقا از بین میره.بله اون زن صیغه ای هر جور حساب کنی برنده این ماجراست 
  2. سلام من خانمی هستم که بعد ازمدتی طولانی دوستی با اقایی متوجه شدم که هنوز زنشو طلاق نداده یعنی پنج ساله ازهم جدا زندگی میکنن ولی هنوز طلاق محضری نگرفتن واین اقا همیشه با وعده ازدواج با من بودن تا اینکه الان باردارم از این اقا مشکل اینجاست که تا زمانی که اون زنو طلاق نده نمیشه منو عقد رسمی کنه واقعا کلافه ام نمیدونم چیکار کنم خانواده ام هم راضی به ازدواج موقت تا زمانی که اون زنو طلاق بده نیستن با این اوصاع نمیدونم چیکارکنم مخصوصا با وضعیت بارداریم از سقط کردن وگناهش هم خیلی میترسم لطفامنو راهنمایی کنید

    • کارشناس ازدواج و خانواده

      سلام

      سوال شما نیاز به بررسی بیشتر و پاسخ مفصل داره.

      لطفا سوالتون رو از بخش ارسال سوال همراه با سن و تحصیلات و شرایط زندگی  خودتون مثل علت عدم ازدواج تا به حال و … و شرایط طرف ارسال کنید تا در اولین فرصت پاسخگویی شود.

      علت مخالفت خانواده رو هم مطرح کنید.

       

    • دادخواست الزام زوج به حضور در دفتر خانه جهت ثبت رسمی ازدواج بدین 

      اثبات زوجیت و الزام زوج به حضور در دفترخانه جهت ثبت رسمی

       

      حتی اگر همسر داشته باشه. ازدواج شما ثبت رسمی میشه

      بنده وکیل هستم

  3. پسری ۱۲ ساله هستم که زنی ۴۷ ساله را حامله کرده ام و الان پشیمانم چکار باید بکنم اگر بچه به دنیا بیاید در اوج بچگی بدبخت میشوم آیا خدا با شرایطی که ما داریم گناه سقط را می بخشد؟
    • کارشناس ازدواج و خانواده

      سلام

      بر فرض صحت این مسئله، سقط جنین گناهی به گناهان شما اضافه خواهد کرد. تنها راه حل مسئله توبه و طلب عفو از خداست.

      اگه نیاز به مشاوره دارید می توانید شرایط خودتون رو به طور مفصل بیان کنید تا پاسخ شما داده شود.

      • شما عجب راهنمایی های عجیب و غریبی می کنید. مثل اینکه حالتان خوب نیست. بچه ای که به دنیا می اید بدبخت می شود. یک کم از عقل استفاده کردن بد نیست. به نظر من حتما باید بچه سقط شود و قبل از ۴ ماه اشکالی هم ندارد و کفاره می دهند.
    • چرا وقتی اطلاعات دینی ندارید بیخود نظر می دهید سقط جنین در موارد اضطرار که نگه داشتن بچه مشقت شدید د ارد قبل از ۴ ماهگی جایز است آیت الله سیستانی
      • کارشناس ازدواج و خانواده

        سلام

        قید مشقت شدید برای نگه داشتن بچه در رساله حضرت آیت الله سیستانی به معنی مشقت حین بارداری است که زن به دلیل بیماری یا هر چیز دیگر امکان حمل ندارد. تنها در این صورت اجازه سقط از جانب ایشان داده شده است ولی صرف مشفت حاصل از به دنیا آمدن فرزند به دلیل مسائل اقتصادی، اجتماعی یا هر چیز دیگر مجوزی برای سقط نیست حتی اگه این فرزند از رابطه نامشروع بوده باشد.

        https://www.sistani.org/persian/qa/0934/

  4. سلام جوانی هستم بیست و۵ساله با دختری ۲۷ساله ای دوست شدم که شوهردارد اما از او راضی نیست خواستار شدید رابطه هست هنوز با هم همبستری نداشتیم فقط بغل وبوسه و میدانم اینبار ببینمش وضعیت فرق میکند الان میگویم نه شوهر دارد ولی میدانم ببینمش او میخواهد وراضی است ومنم مرد مجرد ایا این کار درست است چون خودش راضی است وشوهرش تامینش نمیکند اگر درست نیست باید چیکار کنم که تموم شود هر چند سخته
    • کارشناس ازدواج و خانواده

      سلام

      در اینکه این کار درست نیست شکی نیست. یکی از بزرگترین گناهانی که کمتر میشه امید به بخشش داشت زنا با زن شوهرداره. لذا از این کار دوری کنید و دنیا و آخرت خودتون رو نابود نکنید. برخی گناهان در دنیا تقاس مشابه داره؛ یعنی با این کار باید منتظر خیانت همسر خود در آینده هم باشید!

      اما اینکه چیکار کنید بهترین کار اینه که پا روی نفستون بزارین و به طور کلی رابطه رو قطع کنین. البته طبیعیه که شیطون آدم رو وسوسه می کنه و کار سختیه ولی به نظرم این یک فرصت بزرگ در زندگی شماست. هم می تونید این رو واسطه سعادت و خوشبختی قرار بدین و با پشت کردن به نفس خودتون رو به خدا ثابت کنین و هم می تونید با همراهی شیطان خودتون رو نابود کنید.

  5. زنی بیوه هستم ۴۳سال سنمه  دوتا بچه دارم به مردی علاقمندشدم اونم ۴سالی ازمن بزرگتره دوتادختر داره اونم به من علاقه داره ولی بخاطر دختراش که بچه های منو قبول ندارن ازدواج نکردیم ولی درحد رابطه جنسی نه دراون حد باهم درارتباطیم ومیگه که اگه ازدواجم بکنی نمیتونم ازت دورباشم

    نمیتونم باید چیکار کنم خیلی بهش وابسته شدم اونم همینطور واز طرف دیگه فکر میکنم میخاداز رفتارم شناخت پیداکنه نمیدونم باید چیکار کنم لطفا راهنمایی کنید

    • کارشناس ازدواج و خانواده

      سلام

      ادامه پیدا کردن این رابطه به این شکل با مشکلاتی همراه خواهد بود. لذا اگر مورد مناسب دیگری سراغ دارید که می توانید رسما ازدواج کنید حتما همین کار را بکنید و ریسک این رابطه رو نپذیرید.

      اما اگر چنین موردی فعلا نیست اولا اگر محرم نیستید حتما با ازدواج موقت این رابطه را حلال کنید تا رضایت مندی خدا نیز همراه شما باشد و خدایی ناکرده با این اقدام کوله بار گناهتون سنگین نشه. ثانیا تا زمانی که احساس می کنید ایشان مردد است خیلی ارتباط را زیاد نکنید تا ایشان بیش از پیش به سمت شما جلب شود. بعد از مدتی اگر دیدید شرایط فراهم است کم کم مستقیم یا غیر مستقیم به ایشان پیشنهاد ازدواج مخفیانه بدهید. لزومی ندارد دخترهای ایشان از این مسئله مطلع باشند. البته اگر کسی را در نزدیکانش دارد که می تواند آنها را راضی کند که خیلی بهتر است ولی اگر نیست راهش همینی است که عرض کردم. قطعا آنها هم بعد از چند سال یا بزرگ می شوند و پذیرش این مسئله برایشان راحت تر می شود و یا اینکه ازدواج می کنند و دیگر مانعی برای این ازدواج نخواهد بود و آن موقع می توانید رسمیش کنید و به همه هم بگویید که ازدواج کرده اید.

      نکته آخر اینکه احتمال اینکه مسئله دخترهای ایشان بهانه ای باشد از طرف فرد مذکور هم وجود دارد که باید بررسی کنید.؛ یعنی ممکن است یا خود طرف اصلا مایل به ارتباط دائمی نیست و یا اینکه چون شناختی ندارد فعلا نمی خواهد قولی بدهد.

      پیروز و سربلند

  6. سلام.من می خوام تجربه خودمو تعریف کنم شاید رو کسی تاثیر بزار…من مرد۳۵ ساله و مهندس یکی از اداره ها هستم..بنده خیلی مذهبی نیستم ولی خوب نماز و روزم همیشه به جا بوده اونم مدیون مادرم هستم که در اوج جوانی با فوت پدر ازدواج نکرد و ما ۵ بچه رو خوب تربیت کرد. متاهل هستم ولی ۶ سالی بودکه با یه خانومی متاهل که همکارم بودم در یک واحد کار می کردیم این خانم  به خاطر اخلاق خوبی که داشت موجب می شد بیشتر با هم حرف بزنیم اون موقع ها حس برادری و خواهری داشتیم و واقعا هم همینطور بوداما ایشون ۲سالی بود که به خاطر خیانت همسرش دچار مشکل خانوادگی شده ودر حال جداشدن از همسرش بود (مراحل قانونی طلاق در حال طی شدن بود) اما این حس برادری و خواهری چند وقتی بود تبدیل به محبت بیش از حد و در نهایت عاشق شدن هردومون شد به قدری که هر روز دوست داشتیم باهم صحبت کنیم که در نهایت محبت مون بیشتر و بیشتر می شد …هر روز عذاب وجدان داشتم ..و  ۳ بار هم  تصمیم به قطع ارتباط شدم که موفق نشدم و صحبت در تلگرام مجدد رابطه رو گرمتر کرد ولی همچنان وقتی در منزل پیش همسرم بودم عذاب وجدان عذابم می داد و از خدا می خواستم تا راهی جلوی من بگذارد تا به راحتی بتوانم تا با همکارم قطع رابطه کنم….خدا رو شکر هیچ نو رابطه جنسی نداشتیم ولی همکارم حاضر به رابطه جنسی هم بود که خدا رو شکر نشد. سرتون و درد نیارم بلاخره به لطف خدا یه روزی به دروغ گفتم که همسرم از ارتباط ما خبر دار شده(تلگرام من و چک کرده) و دیگر نمی توانم ادامه دهم که او نیز ترسید و رضایت به قطع ارتباط داد…الان وجدانم  قدری راحت شده ودیگه پیش خدا خجالت نمیکشم….ولی یه درس بزرگی که از این قضیه گرفتم این بود که با هیچ زن نامحرمی گرم نگیرم و محبت بیش از حد نکنم که نا خداگاه گرفتار عشقی میشوم که شیطان علم کرده و آخرش تاریکی ست…و یک مطلبی که تو اینترنت دیدم و خیلی رو من تاثیر گذاشت این بود :

    ((هر وقت دیدین برای یک کار اشتباه دلیل دارین بدونین که پای شیطان وسطه. شما زورتون به شیطان نمیرسه، انسان ضعیف خلق شده، من از هیچ کس انتظار ندارم که با شیطان مبارزه کنه و شکستش بده، فقط هر وقت شیطان اومد که شما رو وسوسه کنه، شما فقط و فقط صبر کنین و هیچ کاری انجام ندین، کوچکترین کاری انجام ندین، فقط سر جای خودتون ساکن بمونین و هیچ کاری انجام ندین، شیطان فرصتش برای وسوسه ی انسان ها کمه مثلا ده یا بیست دقیقه است، اگه تو این مدت نتونست موفق بشه، خدا چنان او رو به دور دست ها پرتاب میکنه که دفعه ی بعد واقعا جرات نمیکنه که نزدیک بیاد. این رو هم بگم که هر بار که در مقابل وسوسه شیطان صبر کنین و شیطان دور بشه، دفعه بعد فرصت شیطان کمتر میشه مثلا به جای ده دقیقه، هشت دقیقه برای وسوسه فرصت خواهد داشت. این برای اینه که خدا بنده هاشو دوست داره. اما در مورد اون کارهایی که فکر میکنین اسمشون رشد و کمال هست، به این فکر کنین که ارزش شما بسیار بسیار بیشتر از اینهاست، خودتونو ارزون نفروشین، هیچ چیز نمیتونه بهایی برای بدن شما باشه به جز بهشت، اونو به جز بهشت به هیچی نفروشین.))

  7. مرده شور راهنماییتون ببرم حرف از صیغه و حلال خدا میزنید اما نمی‌گیرد چی میشه که یه زنو مرد به هم علاقه مند میشن صمیمیت و حرف زدن با نام محرم حلاله؟ آخرش میشه صیغه. اول حرام بعدش حلال!!! اگه حرام رعایت نمی‌شود صیغه مثلاً حلال اتفاق نمی افتاد.

  8. سلام

    من مرد متاهل وتحصیلکرده ودارای ۲فرزند ودرآمد نسبتا خوب وبین دوستان وهمکاران از اعتبار خوبی بر خوردارم.حدود ۴سال پیش با خانم شوهر داری آشنا شدم که از شوهرش ناراضی بودویک بچه هم داشت.متاسفانه خانم من (که نحصیل کرده واز خانواده محترمی هم هستند )متوجه شدند ونزدیک بود فاجعه ای رخ بده که خوشبختانه ۴سال پیش به خیر گذشت.الآن اون خانم از شوهرش طلاق گرفته وبه علت نیاز مالی تا حالا کمی بهش کمک کردم(مرتب توتلگرام در تماسیم)البته هیچ رابطه جنسی بین ما نبوده.مرتبا هم از من تقاضای پول می کنه ومدام میگه که پس مبده که میدونم امکانش رو نداره متاسفانه من هم کم کم به این فکر دارم میافتم که در برابر پول اون رو صیغه کنم میدونم هوسه البته نمیدونم چه حسیه که بعضی وقتها فقط دلم میخواد از دست مشکلات زندگی  با اون که هیجده سال از من کوچکتره  رابطه جنسی هم داشته باشم واون هم بی میل نیست ولی میدونم این  دفعه در صورت بر ملا شدن فاجعه ای رخ خواهد داد ویا شاید من انسان دوشخصیتی شدم چون اصلا تصور چنین مسایلی در فامیل ودوست وآشنا از من برای همه غیر ممکنه واقعا دارم له میشم

    •  

      همیشه قبل از هر اقدامی به این فکر کنید اگر بجای شما همسرتان این کار را بکند شما چه احساسی دارید؟؟؟؟؟؟؟؟؟مگر فقط بخاطر نیاز جنسی  چشمتان را از زندگی خوب و چندین ساله خودتان می بندید آیا درسته؟

      و همیشه این را بدانید کسی که وارد زندگی آماده و ساخته شده این نفر پا میزاره آدم درستی نیست حتی اگر انسان مشکل مالی هم داشته باشه می تونه هزار یک کار بکنه حتی دست فروشی ولی تن فروشی نکنه میبخشید وقتی یه خانمومی وارد زندگی یک فرد متاهل که زندگی خوبی داره میشه کارش جز تن فروشی نیست

    • سلام آقا وحید هرچه زودتر ارتباطتونو با او خانم کلاهبردار که قصدش فقط اخاذی و تلکه کردن شماست ،قطع کنید و مواظب زندگیتون باشید به خدا فریب نخورید و به خاطر یه هوس زود گذر آشیانه خودتونو ویران نکنیدید

    • گرچه خیلی گذشته اما مینویسم.
      شما هیچ مشکلی نداری. 

      ازدواج دوم و متعه هم حق هر مرده.

      این زن هایی که خودشون رو به آب و آتیش میزنن که مرد ها زن دوم نگیرن، بنده نسبت به یکا یکشون فردای قیامت شکایت دارم و هرگز کوتاه نخواهم آمد.

      حلال خدا رو حرام کردند. 

      فکر میکنن مرد ها نیاز های جنسیشون مثل زن هاست. کوتاه فکر ها

      در حالی که نیاز مرد بسیار متفاوته و تنوع طلبی در حد منطقی به هیچ وجه گناه نیست.

      صیغه و متعه بسیار کار خوبیه و مستحب هم هست

      متاسفم واسه ایکه دین خدا رو فراموش کردیم و همه چی رو با نفس خودمون نمره میدیم.

  9. سلام…ارتباط مرد متاهل با زن مطلقه جایزه یا خیر؟
  10. سلام خسته نباشید

    مدت ۱۵ ساله ازدواج کردیم ۱۰ ساله که خانمم اختلال دوقطبی شیدایی گرفته چون نامادری دارد و بیمارهم هست و خودشم فامیل نزدیکه نمیتوانم طلاقش بدهم چون ب لحاظ جسمی و روحی داغونم.در رابطه با ازدواج مجدد یا موقت بهترین راهکار چیه؟ چونکه اگه بفهمه روح وروانش بدتر میشه؟ ممنونم اگه راهنمایی بفرمایین.خدا خیرتان بدهد.

  11. کارشناس ازدواج و خانواده

    با سلام خدمت همه دوستان

    به سایت مای مشاور خوش آمدید

    همانطور که مستحضرید بخش نظرات صرفا برای بحث و گفتگو در مورد سوال و جواب مطرح شده می باشد.

    لذا لطفا از ارسال سوال ذیل مطالب خودداری کرده و جهت دریافت پاسخ از کارشناسان سوال خود را صرفا از طریق بخش ارسال سوال برای ما بفرستید تا در اولین فرصت پاسخگویی شود.

    از همکاری شما سپاسگذاریم

  12. واقعا چرا مردان متاهل این طوری شدن؟

    مگه اون خانم نمیدونست که شما متاهل هستید چرا با شما رابطه عاطفی برقرار کرد؟؟؟؟شما چرا نه نگفتید؟؟؟؟:

    از اولش اشتباه بوده شیطون و لعنت کنید و فریبشو نخورید و به زندگی خودتون برگردید و همسر بیچاره تونو بیشتر از این عذاب ندید زن بیچاره شما چه گناه کرده؟؟؟؟فقط یه لحظه خودتونو جای زن بیچاره تون بذارید.اون خانم هم هدفش اصلا خودکشی نیست فقط جلب توجه شماست گول نخورید چون یه زن دیگه زندگیشو به هم ریخته اون هم عقده ای شده و داره همین کارو میکنه

    خدا به حق حضرت ابوالفضل همه مونو هدایت کنه

  13. سلام، من ۲۹ سالمه، حدود یکسال و نیم پیش ازدواج کردم وهنوز عروسی نگرفتیم. راستش من و همسرم هم دانشگاهی بودیم، اشنا شدیم باهم و خب. ازدواج کردیم. اما من نمیخاستم اینطوری بشه، ینی ازدواج کنم، ولی رودربایستی میموندم و نمیتونستم نه بگم، بخصوص بخاطر اینک سر خودمو شیره بمالم خیلی عشق آتشین ب نمایش میگذاشتم درحالی ک قلبا هیچکدوم حقیقت نداشت و خودم میدونستم الکیه، به تناسب ایشون(همسرم) هم ابراز احساسات میکرد و گاهی هم ک من از حرفام پشیمون میشدم و میخاستم حرف دلمو بزنم، حرفای ایشون ک میدیدم نمیتونستم و احساساتمو داغ تر میکردم. میدونم شاید خنده دار باشه ولی  احساس مسولیت میکردم نسبت به تعهد نداشته و فک میکردم دارم ایثار میکنم. خلاصه این رودربایستی من به ازدواجمون رسید و حتی لحظه ای ک خطبه عقد رو میخوندن خوشحال نبودم قلبا نمیخاستم ک همچین اتفاقی بیفته ولی افتاد. هیچوقت نتونستم خودم باشم و کاری ک خودم میخامو بکنم، همش بفکر دیگران بودم ونظرشون و تاییدشون.

    همسرم خیلی پاک و نجیب و فهمیده است وخونوادش هم ایضا. یک کلام بگم ک از نظر استاندارد های جامعه و اخلاقی، یک ازدواج واقعا خوب داشتم. اما وقتی ک فکر میکنم نمیخاستم ازدواج کنم ولی کردم، پشیمون میشم و همش خودمو سرزنش میکنم که چرا انقد ضعیف بودم ک نتونستم کاری ک خودم میخامو بکنم؟!! بویژه وقتی از همسرم دورم. همش فکر میکنم در آینده بهش خیانت خواهم کرد. گاهی حوصله صحبت کردن و جواب دادنشو ندارم. همش به رابطه با زنان دیگ فکر میکنم، به خیانت به طلاق. از طرفی وجهه خوبی هم نزد خونواده خودم وهمسرم دارم. اهل نماز و روزه و مطالعه هم هستم اما روحیه ام خیلی داغونه بخاطر این فکر ک ضعیفم و نتونستم حرف دلم رو صادقانه بگم. از رودرباستی و نه نگفتن، خیلی ضربه خوردم تو زندگیم، اما ازدواج  قطعا بدترینش بوده. خلاصه اینفکرا خیلی اذیتم میکنه و نمیگذاره از زندگیم لذت ببرم. خیلی فشار روم هست. گاهی به این فکر میکنم که احساس واقعیمو و سیر تا پیاز همه چیو از اول تا آخر، برای همسرم تعریف کنم تا خودم تخلیه بشم و شاید خیالم راحت بشه و اروم بشم، اما باز هم نمیتونم و فکر میکنم ممکنه کارخرابی بشه و شرایطی ایجاد بشه ک نتونم مدیریتش کنم . نمیدونم چه کنم،  هم از خودم بدم میاد ک انقد ضعیف بودم و زندگی خودمو و دختر معصوم کسی رو خراب گردم و هم عذاب وجدان دارم ک بهش در مورد دوس داشتنش دروغ گفتم و میگم، انقد فشار رومه که گاهی فک میکنم من مشکل روانی دارم ک چنین افکار و احساسی همش سراغم میاد و سینم رو تنگ میکنه..گاهی فک میکنم اگ ۳۰ سال دیگ پشیمون بشم ازینک چرا همین امروز حرف دلمو نگفتم و خودمو ازاد نکردم، داغون میشم، احساس میکنم دیگ دارم افسرده میشم… هردختر و زنی رو ک میبینم دلم میخاد باهاش رابطه داشته باشم، صادقانه بگم بوالهوسم اما عرضه ندارم و فقط ذهن و روحم درگیر میشه و عصابم خورد. همیشه قبل از ازدواجم میخاستم دوس دخترای زیادی داشته باشم اما نمیتونستم با کسانی که خوشم میومد ارتباط پیدا کنم و فقط فکر میکردم.

    با تمام اینها، بگین چکار کنم تا ازین افکار خلاص بشم و به زندگیم رنگ و بوی تازه بدم؟! یا باهمسرم در میون بگذارم و هنوز عروسی نکردیم و دیر نشده، جدا بشیم؟!!  لطفا کمکم کنید.

    متشکرم از کارشناسان عزیز.

    • سلام

      منم اوایل ازدواجم سر احساس گناهم بود و گفتن اینکه دوستش ندارم رو بهش نامردی میدونستم و…  و توی دوران نامزدی هم خیلی مشکل داشتیم حتی روزی که برای خرید نامزدی رفته بودیم بیرون کلی باهاش بحث کردم اما الان که چند سال از اون زمان میگذره و دو ساله ازدواج کردیم الان کلا ذهنیاتم عوض شده و اون چیزی که اون زمان ملاکم واسه ازدواج بود و توی ذهنم نفر دیگه رو تصور میکردم گذشته و خدا روشکر میکنم همسر خوبی نصیبم شده 

      افکار شما به نظر من زودگذره و کم کم که منطقی باشید با خودتون میفهمید که هکسر خوبی دارید همیشه به بیشتر بی حرفی که. عقلتون میگه عمل کنید

    • واقعا چطور تونستید چنین کاری رو بکنید؟ اون بیچاره که تقصیری نداشته، فکر می کرده شما دوستش دارید. به نظر من همین الان طلاق بگیرید خیلی خیلی بهتره و اون بنده خدار و هم بدبخت نمی کنید. متاسفانه من هم خانمی هستم که فکر می کنم شوهرم احساساتی مشابه شما رو داشته، الان با وجود ده سال گذشت از زندگی و تحمل همه زجرهایی که کشیدم می خواهم جدا شوم. بعضی وقت ها حرف از همسر دوم می زند و .. البته می گوید عاشقت هستم و .. همش می گویم ای کاش در دوران عقد طلاق گرفته بودم. به هر حال با یک مشاور هم صحبت کنید که کمکتان کند. از ایت الله شهاب مرادی می توانید شماره یک مشاور خوب را بگیرید. صفحه شون تو نت هست
  14. سلام دوست عزیز

    بعضی راهکارهایی که به نظر می رسد را تقدیم شما و همه ی دوستان میکنم

    ۱- همینکه همسری قسمت تون شده (که به گفته خودتان عقلا و عرفا هم همه محسنات را دارند)، بعنوان یک نعمت و عطیه الهی و روزی بدانید و قدرش را داشته باشید که خیلی ها به دلایل گوناگون از آن محروم هستند و وساوس شیاطین لعین را نادیده بگیرید و به خداوند استعاذه کنید در هنگام وسوسه (با ذکر اعوذ بالله من…)

    ۲- به خودتان بقبولانید که باید دوستش داشته باشید قلبا و البته با تلقین مدام به خود (من همسرم را دوست دارم و عاشقش هستم و ذهن تجسم کنید که عاشقش هستید) و یادآوری خوبی های وی در ذهن و فراموشی نقاط ضعف وی که آن نقاط ضعف هم به قول مولانا آینه ای از مشکلات خود شماست. شوخی و خنده و مزاح با همس ر و ملاعبه با وی و رقم زدن لحظات خوش و مفرح در کنار وی که در این دنیتی شلوغ و فانی دمی را غنیمت است.

    ۳- در کنترل چشم و ذهن و قلب خود از فکر گناه کوشش فراوان کنید و آن ها را تا می توانید از یاد خداوند رحمان پر کنید با ذکر صفات خداوند مانند غفور و رحیم و شدیدالعقاب که همگی اعضاء نزد خداوند مسوول و مورد مواخذه هستند لحظه لحظه که مورد وسوسه هستید گاه دیدار خداوند را که در قرآن وعده داده شده به یاد آورید که صحنه ای پرهیبت و بس عظیم است و یاد مرگ را فراموش نکنید که خرد کننده شهوات باطل است.

    ۴- به ارضای کامل جنسی همسر خود اهمیت وافر بدهید و مطالعات کافی در این زمینه و مهارت کسب کسب کنید و در ارتباط به سمتی بروید که ایشان تقاضای ارتباط کند و آمادگی کامل داشته باشد که یک رابطه جنسی خوب و با کیفیت بهتر از بارها رابطه بی کیفیت و بدون عشق است.

    ۵- فیلم ها و صحنه های مستهجن و پورن را به هیچ عنوان نبینید حتی بسیارز از فیلم های سینمایی که خود القای حس شهوت و زنا در ذهن بیننده میکند که مخرب روح و روان و اسید رابطه زناشویی است و مرخص کننده قوه عاقله گرچه که همسرتان هم در اوج زیبایی و دارای بهترین ها باشد.

    ۶- نماز اول وقت و با خشوع کامل در بارگاه الهی بخوانید که همه ما چون ذره ای در ید قدرت وی هستیم و تمام فعل و مقدرات ما به دست وی است و خودش در قرآن وعده داده که بین زن و شوهر محبت و عشق می آفریند پس با بندگی سزاوار، خدایی خدای مهربان را نظاره گر باشید که چگونه لیلی و مجنونتان می کند و شیرینی عشق زمینی و سپس عشق آسمانی به معبود ازلی را در قلب شما می کارد.

    ۷- در خدمت و مهربانی و گذشت از خلق خدا اعم از مومن و غیره کوشش کنید که آرامش و آسایش دو جهان در آن است و گناهان و مشکلات را ذوب می کند که خصوص این خلق همسر و پدر و مادر وی و والدین خودتان هستند.

    ۸- ورزش و پیاده روی روزانه در طبیعت را جدی بگیرید.

    ۹- اصلاح مزاج و طب اسلامی و مراجعه به دکتر طب سنتی و استفاده از غذاهای سالم را اهمیت بدهید.

    ۱۰- تقویت قوای جنسی با طب سنتی و ورزش های مخصوص اندام جنسی نظیر ورزش کیگل جهت نعوظ بهتر.

    ۱۱- تقویت ایمان علی الخصوص پرداخت صدقه ای در اول روز و در شب به نیت سلامتی امام زمان از طرف خود و خانواده تان و حتی فرزندان آینده که از بین برنده و منهدم کننده هر ناراحتی و افسوس و فقر و نگرانی نسبت به آینده است چراکه در قرآن می فرماید کسانی که روز و شب صدقه بدهند هیچ ناراحتی و ترسی ندارند.

    در حدیث آمده که پیامبر دعا می کنند برای صدقه دهنده که این دعا قلب تان را صفا می دهد.

    ۱۲- استغفار و صلوات را در اثنی امور روزمره به تناسب حال روحی تان بگویید که غم و اندوه را بر طرف و روزی را دو چندان بلکه صد چندان می کند.

    ۱۳ دوره استحاله نیروی جنسی سایت مس به طلا را شدیدا توصیه میکنم.

    ۱۴- سحر خیزی یعنی نیم ساعت قبل از نماز صبح و حتی شده یک رکعت نماز از ۱۱ رکعت نماز شب معروف به وتر که ۴ الی ۵ دقیقا شاید زمان بخواهد ولی در عوض خیر دنیا و آخرت شما را تضمین می کند و پرهیز شدید از خواب بین الطلوعین بسیار نافذ در حال خوش و روزی سرشار است که اعم این روزی عشق به همسر است.

    ۱۵- برنامه سفر و تفریحات جمعی و شنا را بریزید.

    ۱۶- هیات و مسجد و مشارکت در برنامه های جمعی مذهبی و کار و خدمت در راه نشر معارف اهل بیت و علی الخصوص توسل به آن بزرگواران حتز شده بعد از هر نماز واجب پنج تن آل عبا را به اسم صدا کنید و به همین زبان خودمان بفرمایید که کمکم کنید البته که مولای ما ایرانیان علی ابن موسی الرضا هم عجیب یاور هستند برای شیعیان، گره گشایی مشکلات عالم می کند.
    ۱۷- دوست داشتن خود به عنوان موجودی که روح الهی در آن دمیده شده و اینکه نباید ذهن را جولانگاه و ارابه دست شیطان کرد و بجای آن کار و تلاش و تفریح و خدمت و دوست داشتن و مهربانی به همگان علی الخصوص امطر با خریدن هدیه و لباس و جملات عاشقانه ناب و شعر.
    ۱۸- تبدیل نگاه جنسی به آدم ها به نگاه انسانی که با ممارست می توان به آن دست یافت اینکه همه ی مخلوقات عالم اعم ا زن و مرد و کل جانداران و حتی اشیاء را از منشا قدرت لایزال خداوند بدانید و به روح الهی و گوهر وجودی آن ها عشق بورزید و در دل از خداوند برایشان طلب سعادت و کمال و وصل به محبور حقیقی کنید که موجب رهایی نفس شما از بند شهوت و تاریکی می شود و حال خوش و سینه فراخ را برایتان به ارمغان می آورد و به قول مرحوم دولابی حتی اگر کسی شما را رنجاند برای وی استغفار کنید و نیز برای خود هم استغفار که چرا باید قلب من آن بدر نور نداشته باشد که تحمل یک رنجش را نداشته باشم. و در مرحله بعد به کسی که به شما بدی کرد خوبی کنید که آن وقت دیگر امید است خداوند لذت ایمان و عبادت را به شما بچشاند.

    موفق و رستگار و سلامت باشید

    التماس دعا

    • این چرت و پرتها چیه، وقتی از الان همچین حسی داری نه خودت و نه اون دختر رو بدبخت نکن، تا کی میخوای خودتو گول  ،بزنی، جلوی ضرر رو از هرجابگیری منفعته،تا کی میتونی فیلم بازی کنی؟ عشق برای پایداری رابطه خیلی مهمه،از الان خودت و اون دختر بیچاره رو وارد یه رابطه ناپایدار نکن
      •  اینها نشانه دمدمی مزاجی هست که الکی نقش همسر رو بازی کنید بعدشم بیخیال بشید زندگی شوخی نیست قبل از هر تصمیم مهمی باید همه جوانب رو در نظر گرفت عشق باید از روی شناخت باشه نه اینکه یهویی باشه یا از روی هوس که دیگه اصلا عشق نیست و بدرد زندگی مشترک نمیخوره ایشون هم  باید طرفش رو بشناسه اگر واقعا با دلیل عقلانی ازش بدش میاد جدا بشه اما اگر دلیل منطقی نداشت بهتره ازدواج کند که در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست 
  15. دوست عزیز سلام

    خودت رو گول نزن و یادت باشه که تو مسوول حل مشکلات همه نیستی… زن و

    زندگی خودت رو بخاطر نگاه و توجه و عشوه یک زن بیوه خراب نکن…

    مطمئن باش برای او شوهر بهتر از تو هم پیدا میشه….

  16. به دلیل کثرت سوالات دریافتی تا اطلاع ثانوی از پذیرش سوال جدید معذوریم

    سوال

    صیغه زن مطلقه برای مرد متاهل حلال است یا حرام اگر زنش با خبر نشود

     

  17. تو رو خاد شما ملت رو راهنمایی نکنید.
  18. تو رو خدا شما ملت رو راهنمایی نکنید.
  19. حالم به هم خورد چقدر هموطنام هرزه اند.
  20. سلام ۲۲سالمه از۱۷سالگی بااقایی دوست شدم که خیلی منومیخواست وخانوادش هم راضی به ازدواج بودن بین خودمون یه صیغه محرمیت خوندیم که گناهی پیش نیاداین شخص خیلی ازم سواستفاده کردوالانم خانوادش راضی به این ازدواج دیگه نیستن بایدچیکارکنم نه میتونم ازدواج کنم نه میتونم ادامه بدم این رابطه رو

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme