خانه / مشاوره ازدواج / شناخت / راه شناخت در ازدواج سنتی و اینترنتی

راه شناخت در ازدواج سنتی و اینترنتی

سلام. من چند ماه پیش با پسری از طریق شبکه اجتماعی کلوب آشنا شدم. ایشان یک سال از من بزرگ‌تر است و مهندس عمران و در حال حاضر سرباز است. بعد از نزدیک دو ماه با اطلاع مادرم و البته مخالفت ایشان، یک بار همدیگر را در خیابان به مدت چند دقیقه دیدیم. بعد از آن، خواستگاری کاملا سنتی اتفاق افتاد؛ با این تفاوت که ما در حین خواستگاری با اجازه‌ای که از طرف ایشان از خانوادم گرفته شد، چهار ماه ارتباط تلفنی و البته معدودا ارتباط حضوری داشتیم! چون به لحاظ شخصیتی توان ارتباطی با پسران در جلسه خواستگاری را نداشتم و عموما با خواستگارانم به توافقی نمی ‌رسیدیم.

از جنس دختران اهل ارتباط نیستم؛ البته متاسفانه دو سال پیش بدون قصد دوستی در سایت کلوپ با پسری در شهر تهران چت و ارتباط بسیار کم تلفنی داشتیم؛ بعد از اینکه خانواده ایشان با ازدواج ما مخالفت کردند، با وابستگی بیش از حدی که یافته بودم، از ایشان جدا شدم.

مشکل من این بود که در جلسات خواستگاریِ کاملا سنتی، فرصت ارتباط پسر و دختر بسیار کم حاصل  می‌شود؛ اما در نت میتوانی ارتباط جدی و البته طولانی‌تری داشته باشی. (که این باعث به گناه افتادن و مشکلات زیاد احساسی برای جوان‌ها شده!!)

الآن به مرحله‌ای رسیدیم که دیدار خانوادگی داشتیم. اما بعد از دیدارمان خانواده آنها ما را به خانه خودشان دعوت نکردند و اجازه ورود به خانه‌شان را که می‌خواستیم در آن جلسه بحثهای اساسی داشته باشیم را ندادند.

ایشان با اینکه مذهبی و سربه زیر هم هست، به من دروغ می‌گوید. مشکلی وجود دارد که نمی ‌دانم چیست؟! خیلی خسته شدم! وقتی با او حرف می‌زنم صدایش مرا می‌گیرد. انگار اراده‌ام را از دست می‌دهم. می‌دانم محبتش واقعی است. اما می‌دانم زمینه هایی هم واقع شده که نباید می‌شد؛ مثل حرف‌های احساسی بینمان و… البته به لحاظ ظاهری خیلی جذب نمی‌شوم!

از گناه خسته شدم و این موضوع را بیشتر از این نمی ‌توانم مدیریت کنم. گویا پدرشان مخالف است و ایشان هم از این مسئله ابراز نگرانی می‌کند. خانواده من هم نگران این قضیه هستند. نمی دانم بعد از این چه کنم؟ احساس می‌کنم بعضی چیزها را مخفی می‌کنند و به همین خاطر سر در گم هستم. نمی ‌دانم موضوع چیست؟!!

خانوادم شرایطشان را به خاطر من قبول کرده بودند. اما الآن گویا نگرانی هایشان به خاطر رفتارهای عجیب غریبشان بیشتر شده!

من ۲۵ ساله هستم و باز هم می‌توانم خواستگار داشته باشم و دارم؛ اما آدم‌ها اونی نیستند که می‌گویند و نشان می‌دهند!! مانده‌ام چه کنم؟! خود من هم دانشجوی فوق مهندسی مکانیک هستم.

پاسخ:

سلام. اینترنت ممکن است بتواند به عنوان شناخت اولیه استفاده شود، اما اینکه شما بخواهی همسر مورد پسندت را از طریق اینترنت یا… پیدا کنی کار درستی نیست.

چون اینکه فکر می‌کنی از این طریق می‌توانی طرف را بهتر از طریق سنتی بشناسی و با ادامه دادن رابطه می‌خواهی به این هدف برسی؛ درست نیست؛ زیرا:

۱- شناختی که شما در رابطه پیدا می‌کنی واقعی نیست؛ علتش هم این است که افراد در این شرایط سعی می‌کنند بدی هایشان را مخفی کنند و فقط خوبی‌هایشان را بروز می‌دهند.
۲- این رابطه‌ها معمولا منجر به وابستگی  می‌شود و اگر به هر دلیلی مثل مخالفت خانواده‌ها نتوانید با هم ازدواج کنید، برای فراموش کردن طرف رنج زیادی را باید متحمل شوی.
۳- ممکن است شما با طرف به تفاهم برسید ولی خانواده‌ها مخالفت کنند؛ به عبارتی پسند شما برای ازدواج به تنهایی کافی نیست و بهتر است این انتخاب همراه با خانواده باشد.
۴- زمینه‌ های انحراف و گناه به شدت در این روابط وجود دارد و فرد را از خدا دور می‌کند.

بنابراین بهترین راه در این مواقع این است که اگر فردی از این طریق با شما آشنا شد همان اول به او بگوئی من اهل رابطه نیستم و اگر قصد شما ازدواج است بهتر است رسما از طریق خانواده اقدام کنید تا هم خانواده‌ها با هم آشنا شوند و هم اینکه ما در کنار خانواده بهتر همدیگر را بشناسیم و اگر به تفاهم رسیدم ازدواج کنیم. اینجوری می‌توانی افرادی را هم که قصد ازدواج ندارند به راحتی تشخیص بدهی.

در مورد خواستگارتان هم نباید با ایشان وارد رابطه می‌شدی؛ چون این رابطه بین شما وابستگی ایجاد کرده و اگر این ازدواج سر نگیرد کارتان سخت  می‌شود. راه درست این است که شما در خواستگاری‌ های سنتی، به جای برقراری رابطه خارج از محیط خواستگاری، تعداد جلسات خواستگاری و تحقیق را بیشتر کنید تا بهتر و بیشتر همدیگر را بشناسید و اگر به تفاهم رسیدید ازدواج کنید.

لذا بهتر است شما رابطه‌ات را با ایشان قطع کنی و به او بگوئی ادامه دادن این رابطه درست نیست؛ چون ظاهرا خانواده شما تمایلی به این ازدواج ندارند و کم کم خانواده من هم دارند نسبت به این وصلت مردد می‌شوند. بهتر است شما اول با خانواده‌ات صحبت کنی و اگر توانستی راضیشان کنی، و جلو بیایی. اگر هم نتوانستی راضیشان کنی چاره ای نیست جز اینکه همدیگر را فراموش کنیم.

برای اینکه بفهمی آیا طرف اونی که می‌گوید هست یا نه، یک راهش همین است  که تعداد جلسات خواستگاری بیشتر شود تا شما از تجربیات بزرگترها هم استفاده کنید. راه دیگرش این است که بعد از آشنایی ابتدایی، در مورد ایشان و خونوادش تحقیق کنی. این مورد تا حدودی شناخت شما را تکمیل می‌کند. ولی در هر صورت شناخت کامل هیچ وقت قبل از ازدواج صورت نمیگیرد و طبیعی است که زن و شوهر بعد از ازدواج اختلاف هایی در زمینه رفتار و… داشته باشند. ولی اگر به طور کلی از لحاظ فکری، اعتقادی، اخلاقی و رفتاری با هم تناسب داشته باشند، در موارد جزئی می‌توانند با گذشت و تفاهم و… با هم کنار بیایند و نگذارند مشکلی پیش بیاید.

پیروز و سربلند باشید

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme