درمان احساس تنهایی

راه مقابله با احساس تنهایی

سوال

سلام

من خیلی احساس تنهایی میکنم و سنم هم که مناسب ازدواج نیست هرکاری که میکنم احساس تنهایی از من دور شود نمی‌شود

کلی به خدا فکر میکنم سرم را گرم میکنم اما باز هم یک ضعفی را در زندگیم میبینم و آن احساس تنهایی است چه کار کنم تا این احساس تنهایی را نداشته باشم من که دوست ندارم رابطۀ نامشروع داشته باشم ازدواج هم نمی‌توانم کنم

کلی هم سعی میکنم فراموش کنم چنین روابطی را اما وقتی فراموش میکنم همینکه وارد اجتماع می‌شوم دوباره همان احساس تنهایی را حس میکنم ممنون می‌شوم که جواب بدهید

 جواب

سلام

وقتی انسان به بلوغ می‌رسد کم کم احساس تنهایی می‌کند حس می‌کند که یک نیمه گمشده دارد علتش هم این است که تدریجا احساس نیاز به جنس مخالف را در آن بیدار می‌شود یعنی نگاهش به او عوض می‌شود و دوست دارد در کنارش باشد و با او حرف بزند و از این راه به ارامش برسد و از طرف دیگر هم این مسلم است که هر نیازی رفع نیاز مخصوص به خودش را دارد چاره تشنگی آب است و چاره گرسنگی غذا، پس چاره این احساس تنهایی هم این است که ارتباط عاطفی با جنس مخالف برقرار کند یعنی همان کاری که خیلی دختر پسرها الان انجام می‌دهدند و دیگران می‌گویند: کار شما اشتباه است، در صورتی که اصل احساس نیازشان درست است اما روششان اشتباه است یعنی اصل اینکه می‌خواهند نیازشان را با ارتباط عاطفی رفع کنند درست است و اصلا حقشان است که بخواهند احساس تنهاییشان را از این طریق رفع کنند اما اینکه برای رفع تنهایی از این راه می‌آورند نادرست است، چون ارتباط عاشقانه دختر و پسر هم با فرهنگ و اعتقادات ما نمی‌سازد و هم مشکل آنها را حل نمی‌کند بخاطر اینکه هیچ تضمینی برای ادامه این ارتباط وجود ندارد و هر لحظه ممکن است تمام شود و فرد عاشق بماند با یک دنیا رنج فراق که باید اجبارا تا مدتها تحملش کند همان طور که بسیاری دختر پسرها الان گرفتارش می‌شوند بنابر این تنها راه درستی که هم با فرهنگ ما سازگار است و هم نیاز دائمی دختر و پسر را به تبادل عشق و عاطفه رفع می‌کند فقط ازدواج است، نه کارهای دیگر مثل ورزش و کتاب خواندن و سایر مشغولیتهای اوقات فراغت چون تنها اثری که این جور کارها دارد این است که یک مدت فکر ادم را میگیرد که نیازهای دیگرش یادش می‌رود، درست مثل کسی که تشنه است و برای اینکه رنج تشنگی را نکشد امپول خواب اور به خودش می‌زند و می‌خوابد، او در زمانی که خواب است تشنگی را نمی‌فهمد اما وقتی بیدار شد روز از نو روزی از نو، این جور مشغولیتها مثل تفریح و ورزش و… اثرش هم همین طوری است یعنی اثر تسکینی موقت دارد و درمانی نیست یعنی باعث فراموشی موقت می‌شود، نه اینکه احساس نیاز عاطفی و جنسی را رفع کند بلکه گاهی کار را بدتر می‌کند چون اگر در بین این مشغولیتها احساسات عاطفی و جنسی تحریک شود مثل اینکه کتاب عاشقانه بخواند یا فیلم انچنانی ببیند یا در فعالیتهای جمعی که می‌کند دختر و پسر با هم باشند یا پسرها که با هم هستن حرفهای سکسی بزنند در این صورت احساس نیازش دوباره زنده می‌شود و اذیتش میکند.

پس وجود احساس نیاز نسبت به جنس مخالف در دختران و پسران و به دنبالش برقراری رابطه بین بسیاری از دختر پسرها، نشان دهدنده این است که آنها باید این نیازشان را از راه ازدواج رفع کنند هرچند که سنشان کم باشد پس اینکه همه فکر می‌کنند ازدواج در سنین نوجوانی زود است، حرف نادرستی است و موجب می‌شود که دختر پسرها به سمت رابطه نادرست کشیده شوند و مشکلات فراوان برای آنها به وجود بیاید

شاید بگوئید پس بلوغهای عقلی عاطفی روانی اجتماعی چه می‌شود؟ جوابش این است که آن خدایی که احساسات عاطفی جنسی را در دختر پسر بیدار می‌کند خود او هم صلاحیت ازدواج را داده وگرنه اگر قرار باشد خدا این احساسات را در ۱۵ سالگی بیدار کند اما صلاحیت ازدواج را در ۲۵ سالگی بدهد این ظلم بسیار بزرگی است چون از دو حال خارج نیست نوجوان‌ها دو دسته اند یک عده که خودشان را نگه می‌دارند که در این صورت باید دهد سال بی خود و بی جهت زجر بکشند و خودشان را از لذت رابطه با جنس مخالف محروم کنند، آنها هم که خود را نگه نمی‌دارند و تن به رابطه با جنس مخالف می‌دهند که کلی گناه در نامه عملشان نوشته می‌شود پس اگر خدا صلاحیت ازدواج را به آنها نداده باشد معنای آن این است که خدا خودش کاری کرده که آنها به گناه بیفتند چون از یک طرف نیاز را داده و از طرف دیگر صلاحیت رفع نیاز را به آنها نداده اما ما می‌دانیم که خدا نه به ازار بنده‌های خود راضی است و نه اسباب به گناه افتادنشان را فراهم می‌کند بنابر این خدا صلاحیت ازدواج را به نوجوان‌ها داده و لازم نیست سالها صبر کنند.

پس باید گفت: از نظر خدا تمام نوجوان‌ها صلاحیت ازدواج را داشته اند که احساس نیاز به عشق ورزی و رابطه جنسی با جنس مخالف را درون آنها بیدار کرده.

شاید بگوئید الان ما می‌بینیم که نوجوان‌ها توان ازدواج و اداره زندگی را ندارند. آیا شما راضی هستید که آنها ازدواج کنند و زندگی آنها خراب شود؟ جوابش این است که ازدواج دو صلاحیت می‌خواهد، اول: صلاحیت ذاتی و دوم: مهارتی، یعنی در مرحله اول خود فرد باید از نظر ذاتی توانایی ازدواج را داشته باشد که خدا این صلاحیت را با بلوغ جنسی می‌دهد اما این برای تشکیل زندگی کافی نیست بلکه صلاحیت مهارتی هم لازم است که وظیفه خانواده‌ها است که از این نظر نوجوان هایشان را اماده کنند تا در زندگی دچار مشکل نشوند، به همین خاطره که ما پیشنهاد می‌دهدیم دوران عقد را به دوره اموزش و کارآموزی مهارتهای زندگی مبدل کنند.

پس مشکل نوجوان‌های ما از خدا نیست چون خدا کار خودش را کرده و صلاحیت لازمه را از نظر ذاتی به آنها داده، اما اونی که وظیفه‌اش را انجام نداده مردم – خصوصا پدر مادرها- هستند که از یک طرف مهارتهای زندگی را به نوجوان‌ها یاد نمی‌دهند و از طرف دیگر می‌گویند آنها صلاحیت ازدواج را ندارند در صورتی که اگر پدر مادرها در این زمینه تلاش می‌کردند و اموزش لازم است را در مورد مهارتهای زندگی به نوجوان‌ها می‌دادند، هم نوجوان‌ها می‌توانستند ازدواج کنند و هم به این همه مشکلاتی که الان گریبانشان را گرفته دچار نمی‌شدند.

از این مطالب معلوم می‌شود که تنها چاره کارساز برای احساس تنهایی شما ازدواج است یعنی این راهی است که خدا برای مثل شما قرار داده لذا اگر سراغ هر راه دیگر بروی یا اثر ندارد یا اثرش موقتی است و دوباره بر می‌گردی سر خانه اول

موفق باشید

۳ دیدگاه

  1. Avatar
    جوابتون به این بنده خدا که گفت احساس تنهایی دارم عالی بودددددددددددد عالی

    الان تو این دوره زمونه کمتر مشاوری پیدا میشه اچازه بده به نوجوان که ازدواج کنه ؛ خیلی استدلالتون عالی بود ؛ من ۱۷ سالم هست از قم خوشحال میشم به کانالم سر بزنید
    ………

    این کانال درباره ازدواج در نوجوانی هست
    این هم آیدی خودم ؛ خیلی دوس دارم با شما اشنابشم ….

  2. Avatar
    تا حدی درسته حرفتون . اما شما زمان الان رو نباید و نمیشه با زمان هزار سال پیش یا صد سال پیش مقایسه کنید . اون وقتا اکثر مردم مشاغل بسیار ساده داشتند که نیاز به تخصص خاصی نداشت و مدرکی چیزی نمیخواست اکثر مردم کشاورز و چوپان و … بودند . در ضمن اون موقع پول داشتن یا نداشتن خیلی معنا و تفاوتی نداشت چون شخص به راحتی با چنتا تیکه چوب و کاهگل و … با یه هزینه فوق العاده ناچیز میتونست خونه درست کنه برای خودش نمیشه الان رو با اون زمان مقایسه کرد جناب
    • Avatar
      متوجه منظورشون نشدید. راه پیشنهادی اینه که مدتی عقد کنن و تو این مدت تحت تکفل خانواده باشن. مثل همون نامزدی…

       

      البته خودمونیم الان فوق لیسانس ها هم مهارت خاصی ندارن اخرشم به اسنپ رو میارن  🙂

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

19 − 11 =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

bigtheme