خانه / مشاوره ازدواج / انگیزه ازدواج / ازدواج بخاطر میل جنسی / چطوری بفهمم طرف عاشق خودمه نه جسمم!
فرق عشق و هوس

چطوری بفهمم طرف عاشق خودمه نه جسمم!

سوال:

سلام

من با ازدواج یک مشکلی دارم. ان هم این است که وقتی می‌بینم اکثر پسرها برای رفع نیاز به فکر ازدواج میفتند، چطور می‌توانیم عشقشان را باور کنیم؟ یا چه تضمینی هست که آنها ما را به خاطر خودمان می‌خواهند؟

شما گفتید اگر نیاز جنسی به آقایان فشار بیاورد، ازدواج بر آنها واجب می‌شود، پس این امکان وجود دارد که انتخاب همسر عجله‌ای باشد و خیلی از چیزهایی که برای زندگی مشترک لازم است نادیده گرفته شه. مثلا اینکه دختر و پسر واقعا همدیگر را می‌خواهند یا فقط تاکید بر ازدواج باشد؛ حالا با هرکی باشد! خسته نباشید و ممنون از توضیحاتتان.

جواب:

سلام

فکر می‌کنم منظور شما این است که وقتی مرد کشش جنسی نسبت به زن دارد پس فقط جسمش را می‌خواهد و عاشق خودش نیست؛ یعنی نگاهش به او به عنوان وسیله ارضاء جنسی است نه معشوق و محبوب.

در این مورد عرض می‌کنم این درست است که کشش مرد به زن عمدتا جنسی است اما در عین حال مرد می‌تواند به زنان دو نوع نگاه داشته باشد اول به عنوان همسر و دوم به عنوان شریک جنسی یعنی به یک زن به عنوان همسر نگاه کند و زن دیگر به عنوان شریک جنسی.

بر خلاف زن که نگاهش معمولا به مرد نگاه همسری است؛ یعنی معمول زنان دلشان می‌خواهد با مردها رابطه همسری برقرار کنند نه شریک جنسی، اما مردها این طور نیستند و وقتی با زنی ارتباط می‌گیرند این رابطه می‌تواند به یکی از دو صورت بالا باشد؛ یعنی می‌توانند به او نگاه همسری داشته باشند یا به عنوان شریک جنسی او را ببینند.

تفاوت این دو نگاه هم در قصدش است، اگر قصد همسری داشته باشد نگاهش عاشقانه است نه ابزاری و همسرش در دلش جا دارد و به او عشق می‌ورزد؛ اما در صورتی که قصدش ارضای جنسی باشد نگاهش به زن صرفا جنسی است و او را به عنوان یک شریک جنسی که به صورت مقطعی نیازش را بر اورده می‌کند می‌بیند.

شاید بگوئید از کجا معلوم می‌شود که قصدش چیست تا بفهمیم که نگاهش از نوع اول است یا دوم؟ جوابش این است که از اثری که هر کدام از نگاهها دارد می‌شود فهمید؛ در نگاه به عنوان شریک جنسی، کاری ندارد که طرف کیست و اخلاق یا نجابتش چطور است و خانواده‌اش خوب است یا نه، همان طوری که در روابط آزاد جنسی و ازدواج موقت دیده می‌شود؛ چون در این نوع ارتباط هدف صرفا بهره برداری جنسی است و بعد تمام شدن رابطه جنسی طرفین از هم جدا می‌شوند و کاری به هم ندارند تا نیاز باشد غیر از مساله جسمانی چیز دیگر‌ای را در نظر بگیرند.

اما در نگاه به عنوان همسر روش مرد کاملا متفاوت است و تمام این موارد مورد نظر او است. پس همین که به خواستگاری می‌رود تا شریک زندگیش را انتخاب کند معلوم می‌شود که دختر را بخاطر خود دختر می‌خواهد نه صرفا ارضای جنسی و می‌خواهد با او زندگی کند و ارضای جنسی وسیله گرم کردن زندگی است نه هدف، بر خلاف ارتباط به عنوان شریک جنسی که هدف در آن فقط ارضای جنسی است.

شاید بگوئید : این ادعای شما است که نگاه پسرها به عنوان همسر است؛ وگرنه کی باور می‌کند زن برای مرد فقط جذابیت جنسی داشته باشد اما در عین حال مرد غیر جسمش خود او را هم بخواهد؟

جوابش این است که زن برای مرد فقط جذابیت جسمی ندارد بلکه جذابیت عاطفی هم دارد؛ منتها کلید دومی دست اولی است؛ یعنی کشش جنسی سبب ورود محبت زن به دل مرد است و به عبارت دیگر مرد عاشق زنش می‌شود و زن در دلش جا می‌گیرد که حتی حاضر است برای او فداکاری کند؛ دقیقا مثل عشق زن به مرد یا بلکه در مواردی بیشتر. اما علت این عشق مرد بین زن و مرد متفاوت است که در عشق مرد به زن جذابیت جنسی اوست؛ اما در زن به مرد مواردی مثل شخصیت اخلاق و… است.

 اما در مورد قسمت دوم مطلبتان که گفتید:” این امکان وجود دارد که انتخاب همسر عجله‌ای باشد و خیلی از چیزهایی که برای زندگی مشترک لازم است نادیده گرفته شود”

ظاهرا منظورتان این است که اگر کسی برای نیاز جنسی ازدواج کند ممکن است بخاطر شدت نیاز، بسیاری از ملاکهایی را که برای زندگی مشترک لازم است نادیده بگیرد. بنابراین ممکن است با فردی که مناسبش نیست ازدواج کند.

جوابش این است که حرف شما در صورتی درست است که با دید انتخاب همسر نرود؛ بلکه فقط ارضای جنسی مد نظرش باشد. وگرنه مگر ممکن است کسی متوجه باشد که با یک نفر می‌خواهد یک عمر زندگی کند اما طوری برخورد کند که انگار فقط برای ارضای جنسی می‌خواهند کنار هم باشند؟

البته می‌شود حالتی را تصور کرد که این طور شود که بخاطر احساس نیاز شدید بدون در نظر گرفتن سایر ملاکها ازدواج کند همان طوری که ممکن است بخاطر عشق ملاکهای درست را نادیده بگیرد و ازدواج کند.

اما در این مورد عرض می‌کنم این حالت گرچه قابل تصور است ولی در جامعه ما یا مصداق ندارد یا خیلی به ندرت پیدا می‌شود. بر خلاف ازدواج کورکورانه بخاطر عشق که کم نیست و طبق امار خیلیش هم منجر به طلاق می‌شود؛ یعنی ما ازدواج شکست خورده بخاطر عشق را زیاد مشاهده می‌کنیم اما این را که فردی بخاطر نیاز جنسی بدون وجود سایر ملاکها ازدواج کند منجر به طلاق شود را نمی‌بینیم، در حالی که می‌دانیم از عوامل اصلی کشش پسر به سمت دختر نیاز جنسی است. به همین خاطر امکان دارد که برای رفع نیاز جنسیش حتی با دختر یا زنی رفیق شود اما هیچوقت بخاطر این نیاز از ملاکهای مورد نظرش در انتخاب همسر کوتاه نمی‌آیید؛ یعنی ما پسر‌های زیادی را می‌بینیم که علاوه بر شدت نیاز جنسی ازدواج هم برای آنها واجب است اما نهایت کاری که ممکن است بکنند این است که برای ارضای خودشان به سراغ شریک جنسی حلال یا حرام بروند اما به هیچ وجه حاضر نیستند که به خاطر رفع نیازشان در ازدواج عجله کنند و بدون وجود ملاکهای لازم با دختری ازدواج کنند؛ در صورتی که در عشق این طور نیست. خیلی‌ها بخاطر عشق از ملاکهای درستشان می‌گذرند.

پس در نهایت باید گفت که رفع نیاز جنسی انگیزه دهی برای ازدواج دارد اما در کنار گذاشتن ملاکهای انتخاب همسر دخلی ندارد.

موفق باشید

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme