خانه / آخرین سوالات کابران / چکار کنم دختر داییم جواب مثبت بده؟
گرفتن جواب مثبت از دختر

چکار کنم دختر داییم جواب مثبت بده؟

سلام خدا قوت

من به دختر داییم چند مدت ک علاقه مندم و با خودش هیچ گونه ارتباطی نداشتم؛ ولی ملاک هایی ک مد نظرم است تو این خانوم حس میکنم. موضوع رو با خونواده مطرح کردم و مادرم به داییم گفت و بعد دختره جواب داده که قصد ازدواج ندارم اصلا. خودمم کارمندم و لیسانس و خیلی هم این خانوم رو دوس دارم از همه نظر و به هیچ وجه نمیتونم از فکرش بیام بیرون با این ک جواب رد داده. یک بار دیگه هم تقریبا از طریق یکی از اشناها واردشدم ک باز همون جوابش همین بود. نمیدونم چی کار کنم واقعا؟

۵ دیدگاه

  1. کارشناس ازدواج و خانواده

    سلام

    اگر فکر می کنید طرف مورد مناسبی است و ارزشش را دارد، بهترین کار این است که به این راحتی پا پس نکشید و چندین باره و به طرق مختلف از او خواستگاری کنید. قطعا سماجت شما خیلی موثر خواهد بود.
    البته ممکن است جواب رد ایشان علت خاص و منطقی داشته باشد که در این صورت چاره ای جز فراموش کردن ایشان وجود ندارد. مثلا ممکن است از نظر ایشان شما با هم تناسب های لازم را ندارید یا اینکه ایشان هیچ علاقه و احساسی نسبت به شما نداشته باشد یا به فرد دیگری علاقه داشته باشد که در این صورت ازدواج شما با ایشان به صلاح نیست. لذا در کنار اینکه از او خواستگاری می کنید و سماجت به خرج می دهید، به یک نحوی علت جواب رد ایشان را هم بخواهید. حتی اگر بعد از چندین اقدام، ایشان به واسطه ها چیزی نگفتند، می توانید خودتان به طور مستقیم از ایشان سوال کنید که چرا اینقدر قاطعانه به شما جواب رد می دهند. اگر منطقی بود که دیگر باید فراموشش کنید؛ اما اگر منطقی نبود مثلا دلیل ایشان ناشی از عدم شناخت از شما بود به او بگویید که اجازه دهد خواستگاری رسمی صورت گیرد و طی جلسات خواستگاری در مورد مسائل مختلف با هم صحبت کنید و همدیگر را بیشتر بشناسید و بعد آن موقع تصمیم بگیرید و …

    پیروز و سربلند

  2. سلام خدمت شما و باتشکر فراوان . راستش فقط از طریق پیام باخودش هم صحبت شدم وگفتم ک ایا ب شخصی علاقه داری یا کسی تو زندگیته قسم میخورد میگفت ک نیس. بعدش گفتم مشکل منم ،شغلم گفت ک ن مشکل خودمم و تو هیچ مشکلی نداری . گفتم با ادامه تحصیلت کنار میام و تا هروقتی هم ک بگی وامیسم ک بازم گفت نه . ولی این بنده خدا خواهرش تو زندگی شکست خورد برادرشونم گویا مشکل اعتیاد و این چیزا گرفتارن و این بنده خدا بچه اخر خونواده هستن . حرفاش و طوری خودم فهمیدم گویا ک میخواد مراقبت پدرومادرش رو بر عهده بگیره چون دلایلش قانعم نکرد خیلی هم شرایطش حاد نبود ک غیر قابل حل باشه ولی حس میکنم ک دوس نداره کسی از شرایط خونوادگیشون باخبر شه .ممنون میشم از راهنماییتون ک بگید چی کارکنم و نظر سازندتون بشنوم ممنون یا حق

  3. میگفت ک اصلا قصد ازدواج نداره و ب هیچ وجه خودش هم میدونه ک بهش علاقه دارم

  4. میگفت ک اصلا قصد ازدواج نداره و ب هیچ وجه ازدواج نمیکنم .ن ب شما و ب کس ویگ هم فکر نمیکنم خودش هم میدونه ک بهش علاقه دارم ولی دیگ نمیدونم مشکل چیه

  5. کارشناس ازدواج و خانواده

    سلام

    با توجه به این شرایط به نظر من بهترین راه همینه که به سماجتتون برای ازدواج ادامه بدین؛ اون هم به طور رسمی و با درگیر کردن بزرگترها؛ چون اگه خود شما مستقیم وارد بشی احتمالا باز هم همین جواب ها رو بشنوی ولی اگه بزرگترها رو هم درگیر این خواستگاری کنی، بعد از مدتی اونا هم روی طرف فشار میارن که چرا بیخود این مورد رو رد می کنی. اون موقع خودبه خود دلیل رد ایشون مشخص میشه. اگه قابل حل بود که حلش می کنید و ازدواج و اگر هم نبود که حداقل می دونید چرا بهتون جواب رد داده و راحت تر می تونید فراموشش کنید.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme