خانه / آخرین سوالات کابران / حرف های دیگران باعث سرد شدنم می شه
تاثیر حرف دیگران

حرف های دیگران باعث سرد شدنم می شه

 

مدت یک سال هست که با پسری در ارتباط هستم ابتدا فقط با هم دوست بودیم؛ ولی بعد یه مدت به هم علاقمند شدیم و وابسته! با اصرار من و تمایل خودش اومد جلو و خانواده ها همو دیدن….

ما با هم خوشحالیم و حالمون خوبه، البته خیلی دعوا هم داشتیم تو این دوسال اما بعدش دیدیم بدون هم نمی تونیم. الان مشکلی که هست اینه که من خوب و خوشم اما وقتی اطرافیانم  که بزرگترن و ازدواج نکردن دربارش بد می گن و می گن ازت پایین تره دچار شک می شم و حالم بد می شه و هی تو ذهنم دچار مقایسه و شک می شم که ایا درست می گن اینا و من دارم اشتباه می کنم!

از طرفی برام سخته تموم کردن این رابطه و اینکه به همه بگم تموم شد و اونام مسخرم کنن که این همه گفتی ازش و اینا الان جدا شدید!

از طرفی هم می ترسم با این روحیه ایده آلیست گرایی که من دارم زندگی معمولی باهاش داشته باشم (نسبت به اطرافیانم) و هی بخوام تو ذهنم مقایسه کنم که زندگی اونا و شوهراشون از من بهتره و این حرفا!

سر این موضوع هم الان دعوامون شده…. چی کار باید بکنم؟؟

۶ دیدگاه

  1. Avatar
    کارشناس ازدواج و خانواده

    سلام

    شما باید مشکل رو از ریشه حل کنید. تاثیرپذیری از حرف دیگران ان هم در این سطح دررهر شرایطی زندگی رو به کام شما تلخ خواهد کرد چون حتی اگه همسر شما بهترین موقعیت شغلی و تجتماعی رو داشته باشه باز هم کسی پیدا میشه که ازش یه عیب و ایرادی بگیره.

    بعلاوه اینکه مقایسه کردن زندگی با دیگران یک مسئله کاملا نادرسته چون اون چیزی که ما در ظاهر میبینیم با اون چیزی که در واقع هست زمین تا اسمون فرق میکنه چنانچه نگاه دیگران به زندگی شما هم همینطوره یعنی ممکنه شما در ظاهر زندگی یک شخص پولداری و خوشبختی رو ببینی ولی احتمال داره شوهرش اصلا دوستش نداشته باشه و به خاطر پولداریش با چند نفر دیگه باشه!

    بنابراین پیشنهاد من به شما اینه که اولا این نگاه رو در خودتون اصلاح کنین و ثانیا انتخاب فرد مورد نظر به عنوان همسر رو منوط به ملاک هایی کنین که واقعا براتون اهمیت داره و میتونه خوشبختتون کنه. بشینید فکر کنید و ببینید از یک همسر چه انتظاراتی دارید و بعد مطابق اون تصمیم بگیرید.

    اگه به این نتیجه رسیدید که ایشون اون چیزی که شما میخواید نیست و خوشبختی رو  در زندگی ساده ایشون نمیبینید بهتره همین الان قید این ازدواج رو بزنید تا هم خودتون گرفتار نشید و هم طرف.

    پیروز و سربلند

    • Avatar

      راستش بارها به تموم کردن فکر کردم ولی انقدر که به من محبت می کنه و هر وقت و هرجا که بخوام همراهمه و اگر ۱۰۰۰ تومن داره می خواد با من تقسیم کنه باعث شده ادامه بدم…..راستش من توی روابط قبلیم تجربه های خوبی نداشتم…. و وقتی یکی هست که انقدر همراهه خوب جذبم کرد.

      من و اون وقتی با همیم خوب و خوشیم و حالمون خوبه ولی وقتی حرف دیگران میشه و یا با کسی بیرون میریم دعوامون میشه…..می ترسم تموم کنم و دیگه موقعیت اینجوری پیش نیاد و یا ازدواج کنم ولی بعد موقعیت بهتر پیش بیاد و پشیمون شم…..میشه راهنمایی کنید؟

  2. Avatar
    کارشناس ازدواج و خانواده

    سلام

    همونطور که عرض کردم شما باید نگاه ایده ال گرایانتون رو تعدیل کنین و بپذیرین که تمام خوبی ها یکجا جمع نمیشه. هر کسی در کنار خوبی هایی که داره قطعا نقص هایی هم خواهد داشت چنانچه خود ما هم از این قاعده مستثنی نیستیم. در مورد تک تک خواستگارهایی هم که قراره بعدا برای شما بیاد هم همین مسئله مطرح است و نمیتونید بگید این از همه بهتره و بهتر از اون نیست.

    بعلاوه اینکه برای انتخاب موفق باید احساسات رو کنار بزارین و عاقلانه تصمیم بگیرین. اینکه گفتم برای خودتون ملاک ترسیم کنین برای همین بود. وقتی شما مثلا ده تا ملاک عاقلانه و صحیح داشته باشین و بر اساس اون انتخاب کنید اولا ریسک انتخابتون به حداقل میرسه و ثانیا بعد از ازدواج از انتخابتون پشیمون نمیشین.

    وقتی ازدواج شما عاقلانه باشه بعد از ازدواج هم از مقایسه های غیرمنطقی و نادرست در امان خواهید بود.

     

  3. Avatar
    سلام لطفا پیغام منم بزارید و به منم کمک کنید

    من یک ماهه که عروسی کردم هر روز با همسرم اختلاف دارم اصلا کنار هم خوشحال نیستیم نه من اونو نه اون منو اصلا درک نمیکنیم.یعنی من ازش محبت میخوام اونم ازم دریغ میکنه و توقع داره همیشه من خوب باشم.کلا همیشه باهم قهریم.

    خسته شدم دیگه دارم به جدایی فکر میکنم 🙁

  4. Avatar
    باسلام وخسته نباشید خدمت مشاورهای عزیز
    من حدود پنج ماه که نامزد کردم وایشون هم فامیل هستن ,الان خانواده ها خودشون تصمیم گرفتن که امسال تابستون عروسی بگیریم ,هیچ کس نظر منو نپرسید اصلا نگفتن نظر تو چیه,با نامزدم که باهم صحبت کردیم بهش گفتم من برای امسال آمادگی ندارم ,شوق و ذوقی برای جشن عروسی ندارم,باید خوشحال باشم ولی هبچ حسی ندارم,نامزدم میگه تقصیر منه میگه شاید من خیلی ناراحتت کردم تو ذوقی برای عروسی نداری,توی این پنج ماه هرماه به یه دلیل ازش ناراحت میشدم بیشترین ناراحتیم هم سر جشن عقد بود که من دوست داشتم ولی نامزدم مخالفت کرد.حالا که پنج ماه گذشته رابطه ما هم زیاد باهم صمیمی نبودیم فقط در حد دست دادن وسلام کردن یا کنار هم نشستن ولی وقتی بیرون هستیم باهم خوبیم حرف میزنیم دست های همدیگرو میگیریم از همدیگه نظر میپرسیم ولی وقتی با خانواده ها باهم هستیم مثل دوتا فرد غریبه ایم.
    نمیدونم واقعا شاید من چون خیلی خجالتی هستم نامزد هم همینجوریه ولی خیلی بهتره ,ما بیشتر پیامکی و یا تو تلگرام در ارتباطیم خیلی کم زنگ میزنیم چون کار نامزدم جوری که نمیتونه با تلفن زیاد صحبت کنه.اینا به کنار من احساس میکنم نمیتونیم تو زندگی متاهلی رو پای خودمون وایسیم با این اوضاع داغون و گرونی هااااا,و میترسم که تو زندگی متاهلی نتونم با نامزدم خوب رابطه برقرار کنم و نیازهاشو برطرف کنم احساس میکنم نمیتونم خوب این کارو انجام بدم,نمیدونم شاید هم هنوز ازش خجالت میکشم 😔😔اینم بگم که ما توی این مدت فقط به همدیگه دست دادیم و دو نفری رفتیم بیرون همین.
    میشه لطفا منو راهنمایی کنید خیلی به کمکتون نیاز دارم. لطفا زود پاسخ بدید
    ممنون🌹🌹
  5. Avatar

    سلام ببخشید اینجا سوالم مطرح میکنم اخه واقعا احتیاج کمک دارم

    من ۲۳ ساله هستم، چند سالی بایکی دوست بودم بعد تصمیم گرفتیم به خانواده بگیم، خانواده ی اونا خیلی مذهبی هستن و مخالفت کردن و دیگه اجازه ندادن با دخترشون در ارتباط باشم و یک ماهی میگذره از این ماجرا. علت مخالفت اونا این هست که تو فامیلشون دختر پسر باهم در رابطه بودن ازدواج کردن اما منجر به طلاق شده،پدر دختر خانم به هیچ عنوان حاضر نیست با من ملاقات کنه حرفام رو بزنم حتی اجازه خواستگاری هم ندادن. چیکار کنم تا بپذیرن من برم صحبت کنم؟  اگر پذیرفتن برم صحبت کنم چطوری این ذهنیت منفی رو نسبت به طلاق فامیلشون پاک کنم؟  چطوری اعتماد جلب کنم

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

10 − چهار =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

bigtheme