رد کردن بی دلیل خواستگار

رد کردن خواستگار به خاطر شرایط خانواده

سلام دختری هستم ۲۷ ساله وکارمند. بخاطر پدرم خواستگارهای خوبی ندارم چون پدرم یه مرد خیلی ساده هست و دنیاش با دنیای ماها و بقیه مردم خیلی فرق داره اصلا عجیب غریبه بخاطر بیسوادیش هم هست و حتی بچه های کوچک  هیچی حسابش نمیکنن و مضحکه بعضی ازمردم نامرد میشه ولی آزارش به هیچکی نمیرسه واین موضوع خیلی من و بقیه خونوادمو زجرمیده .چندتاازدوستام چندتاخواستگار خوب بهم معرفی کردن ولی ازترس اینکه بیان پدرمو ببینن و پشیمون بشن و جلوی دوستام هم خجالت بکشم اجازه ندادم بیان و بااینکه ازخدام بود ولی ردشون کردم واوناهم فکرکردن من خیلی توقعم بالاست. دیگه از زندگی کردن ناامیدشدم. چکارکنم هر چقدر هم دعا کردم هیچی نشد.

پاسخ:

سلام
راه مقابله با این مشکل، فرار از مشکل نیست بلکه باید آن را به عنوان یک واقعیت بپذیرید و بعد با تدبیر با آن برخورد کنید.

لذا با توجه به شرایطی که گفتید به این نکاتی که خدمت شما عرض می کنم توجه کنید و سپس مطابق همین تصمیم بگیرید:

۱- وضعیت پدر شما اولا یک وضعیت خدادای است و ربطی به شما ندارد ثانیا پدر شما در مقابل خیلی از پول دارها و معتاد ها و بی بند بارها یک گوهر به تمام معناست و باید قدرش را بدانید ثالثا شما در هیچ شرایطی نمی توانید رضایت صد در صد مردم را جلب کنید. اگر پدر شما این مشکل را نداشت به چیز دیگری گیر می دادند و … . لذا این احساس سرخوردگی نسبت به وضعیت پدرتان را از خود دور کنید و سر خود را در مقابل همه بالا بگیرید و از پدر خود دفاع کنید چون آن چیزی که نزد خدا ملاک ارزشیابی انسان ها قرار می گیرد ایمان و تقواست نه ظاهر و مد و پول و کلاس و …

۲- از طرفی هر چند نگاه مرد دراین باره درست نیست ولی ناخواسته روی مسئله ازدواج شما تاثیر خواهد گذاشت و ممکن است همانطور که می گویید بعضی ها به خاطر این شرایط عقب نشینی کنند ولی به نظر من این مسئله نه تنها بد نیست بلکه یه فیلتری است برای پیدا کردن همسری که شما را به خاطر خودت می خواهد.

۳- لذا در این باره نگران نباشید و هر کسی که به شما معرفی شد اجازه دهید رسما به خواستگاری بیاید. منتها برای اینکه در این باره شما و خانوادیتان اذیت نشوید مورد ها را بررسی و پیش بینی کنید. یعنی با به دست آوردن کمی اطلاعات در مورد طرف پیش خود حدس بزنید که اگر فلانی با شرایط پدر من روبرو شود چه عکس العملی خواهد داشت؟ اگر حدس شما این بود که عقب نشینی می کند، می توانید قبل از اینکه رسما اقدام کند یک جلسه با خود او صحبت کنید و شرایط خانوادگی خود را به او بگویید تا قبل از آمدنش تصمیم خود را بگیرد و اگر این مسئله برایش مهم بود دیگر به بحث به خانواده ها کشیده نشود. اما اگر حدس شما این بود که عقب نشینی نمی کند اجازه دهید بیاید و خودش از نزدیک با وضعیت شما روبرو شود. راحت ترین راه فهمیدن این مسئله هم بررسی وضعیت اعتقادی و اخلاقی فرد است. اگر طرف معتقد و خاکی باشد معمولا می پذیرد اما اگر افاده ای باشد خیر.

پیروز و سربلند

سلام دختری هستم ۲۷ ساله وکارمند. بخاطر پدرم خواستگارهای خوبی ندارم چون پدرم یه مرد خیلی ساده هست و دنیاش با دنیای ماها و بقیه مردم خیلی فرق داره اصلا عجیب غریبه بخاطر بیسوادیش هم هست و حتی بچه های کوچک  هیچی حسابش نمیکنن و مضحکه بعضی ازمردم نامرد میشه ولی آزارش به هیچکی نمیرسه واین موضوع خیلی من و بقیه خونوادمو زجرمیده .چندتاازدوستام چندتاخواستگار خوب بهم معرفی کردن ولی ازترس اینکه بیان پدرمو ببینن و پشیمون بشن و جلوی دوستام هم خجالت بکشم اجازه ندادم بیان و بااینکه ازخدام بود ولی ردشون کردم واوناهم فکرکردن من خیلی توقعم بالاست.…

بررسی کلی

امتیاز کاربر: 3.55 ( 2 رای)
0

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme