خانه / مشاوره ازدواج / تناسبها و تفاوتها / بزرگتر بودن دختر / گفت یا بیا خواستگاری یا تمومش کنیم
تردید در انتخاب همسر

گفت یا بیا خواستگاری یا تمومش کنیم

سلام خدمت شما

من پسری هستم که حسابدارم توی ۲تا شرکت کار میکنم تا شرایط مالیم رو به راه بشه.

۶ماه پیش در کلاس زبان با استادم دوست شدم که از من ۲سال بزرگترن. ۳۰سالشونه.

اوایل همه چیز خوب بود و قصدمون ازدواج. اما روز به روز رفتارش تغییر کرد و سردو سرد‌تر شد تا جایی که بهم گفت یا بیا خواستگاریم یا تمامش کنیم. به خدا هر کاری که در توانم بود چه مادی و چه معنوی براش گذاشتم اما سن که بالا میره توقعات آدمها هم بالاتر میره. اون حتی ۵% اون مقداری که من دوستش دارمم دوستم نداره. به خدا قصد منم ازداج بود اما بهم فرصت نمیده. منم باید ازش مطمئن باشم یا نه؟آخه با این رفتاراش من دچا کلی شک و تردید شدم. رفتارش داخل کلاس و بیرون خیلی با هم تفاوت داره. بعضی وقتا سر مسائل بی ارزش انقدر عصبی و پرخاشگر میشه که ازش میترسم.

راستش من نسبت به ازدواج خیلی میترسم و نگرانم.

در اطراف خانواده ما چندتا دختر خوب و سالم و با خانواده و تحصیلکرده و دکتر و استاد دانشگاه هستن،خانواده هاشون هم نظر خوبی به من دارند،راستش کلی شک و تردید دارم و نمیدونم چیکار کنم. راهنماییم کنید لطفا

جواب

سلام

آشنایی به قصد ازدواج خوبه اما بشرطی که سریعا خانواده‌ها در جریان قرار بگیرن که اگه اینگونه نشه ممکنه پیامدهای منفی داشته باشه از جمله اینکه یک طرف عاشق بشه و دیگری اونو نپسنده

تصمیمی که ایشون گرفته و گفته یا بیا خواستگاریم یا تمومش کنیم کار عاقلانه و حرف درستی زده و شما باید زود تکلیف خودتون و ایشون رو روشن کنید

شاید برای ایشون کمی سخت هست که با این سن و موقعیت (استاد زبان بودن) با کسی آشنایی و طرح دوستی بریزه چون خودشو در موقعیتی نمیبینه که چند وقتی از عمر و زمانش رو صرف این کار بکنه لذا تمایل داره اگه دوستی‌ای هست به ازدواج ختم بشه و یا اگه نمیشه اصلا این دوستی بوجود نیاد پس باید شرایط ایشون رو درک کنید و فقط به حساب سن بالا و توقعات نذارید بلکه این شرایط هست که انسانها را طبق خودش درمیاره.

نکته دیگه چون شما کوچکترید شاید این ذهنیت را داشته باشه که ممکنه صد در صد برا ازدواج نباشه و با خودش میگه اگه برا ازدواج بود حتما هر چه زودتر مقدمات ازدواج را فراهم میکرد نه اینکه اشنایی را طولانی کنه چرا که من (منطورم استاد زبان) فرصت زیادی ندارم و برای این کارها فرصت زیادی نمیذارم.

اینکه شما باید ازش مطمئن بشید این اطمینان تا حدودی حاصل شده و بقیه‌اش را باید از طریق خواستگاری و در جریان گذاشتن خانواده‌ها پیش ببرید و از آن طریق شناخت خودتان را کاملتر کنید.

اگه شما برای خواستگاری اقدام کنید ایشون هم از نگرانی کمبود فرصت درمیاد و لااقل میدونه اینی که باهاش اشنا و دوسته خواستگار و نامزدشه اما شما که هنوز خواستگاری نکردید همه چیز را روی هوا میبینه و اطمینانی بهش نمیکنه.

رفتارهای ایشون هم که گفتید ناشی از همین عدم اطمینانه.

شما باید مقدمات خواستگاری را فراهم کنید و از طرفی هم شرایط خودتون رو براش بگید که مثلا الان بیام خواستگاری و نامزد کنیم و در زمان خواستگاری می‌تونید اصل ازدواج رو مسلم کنید و عقد کنید و وقتی شرایط بهتر شد زندگی تشکیل بدید.

در مورد دیگر دخترانی که در اطراف شما هستند هم میتونید از این موقعیت به نحو احسن استفاده کنید به این معنی که شما که این همه گزینه‌های خوب و مختلف دارید با عقل و منطق و نه با احساس تصمیم بگردید و بهترین را انتخاب کنید یعنی این استاد زبان را هم داخل بقیه دخترانی که گفتید بیارید و ببینید کدامشان از همه برای شما مناسبتر هستند که البته باید از احساسی شدن دور بشید تا بتونید تصمیم درست بگیرید

موفق باشید

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme